سفارش تبلیغ
تبلیغات در پارسی بلاگ
   آیا آزاده‏اى نیست که این خرده طعام مانده در کام دنیا را بیفکند و براى آنان که در خورش هستند نهد ؟ . جانهاى شما را بهایى نیست جز بهشت جاودان پس مفروشیدش جز بدان . [نهج البلاغه]
 

کمال دلم برای خنده های صبحگاهی تو تنگ شده پیان نامه هم  که دفاع نشد آخر ومن شرمنده آن قولی که به تو دادم و نشد که بشود ؛ و حال شرمنده محمد حسین که هم سن محمد حسن است .
 آن روز که با محمد آژنددر وداع با مصطفی صدریزاده در معراج شهدا در آغوش هم اندکی گریستیم تا این که چشمانمان خورد به همسر شهیدی که فرزند نوزادش را آرام میکرد و استوار قدم بر میداشت به سمت حسینه همت  برای آخرین دیدارها، وقتی سرم را بالا آوردم و  دیدم که چگونه میسوزی باید می فهمیدم که دیگر ماندی نیستی محمد.
کمال میشود یک باردیگر صدایم کنی و ریز بخندی، این روز های ربیع دلم مثل خانه مولی در آتش میسوزد.
کمال دنیا گذر گاه عبور است نه جای ماندن، خود را فروخته ام و در تباهی کشانده ام میشود مرا نیز بخری و آزاد کنی.
کمال صدایم کن. مگر نه این که شما عند ربهم یرزقون اید.



کلمات کلیدی :
  نوشته شده در  چهارشنبه 95 آذر 17ساعت  11:46 صبح  توسط عشاق                نظرات دیگران()
آدرس مستقیم این نوشته

بسم الله
برادر دعبل می گوید: حضرت رضا  علیه السلام پیراهنی از خز سبز رنگ و انگشتری از عقیق به برادرم «دعبل» عنایت کردند و فرمودند، ای دعبل برو «قم» که در آنجا فایده خواهی برد، و فرمود: این پیراهن را محافظت کن زیرا که من در این پیراهن در هزار شب، هر شب هزار رکعت نماز خوانده ام و در آن هزار بار قرآن را از ابتدا تا انتها ختم کرده ام.

صولی می گوید: از جده ام پرسیدند که درباره رفتار حضرت رضا  علیه السلام سخنی بگوید. جده من که زنی بسیار عاقل و سخاوتمند بود گفت: حضرت رضا  علیه السلام که همیشه نمازش را در اول وقت می خواند وقتی نماز صبحش تمام می شد به سجده میرفت و سر مبارک خود را بر نمی داشت تابالا آمدن آفتاب. و آن حضرت در این مدت به ذکر خدای تعالی مشغول بود.

گر سؤالی کنند ربِ تو کیست
یا بپرسند از حساب و کتاب
بحر جانم به جوش می آید
میدهم با تمام شوق جواب:
یار بی دستیم امام رضاست
همه ی هستیم امام رضاست
وقت مردن اگر تو می آیی
به گل روی تو می خندم
در صف حشر با خطی از نور
می نویسم به روی سربندم
یار بی دستیم امام رضاست
همه ی هستیم امام رضاست
غیر شور تو نیست در سر من
وه چه خوش اختریست اختر من
کربلا هست بهشت روی زمین
مشهد توست بهشت دیگر من
طفل بودم ترانه ی خوابم
اینچنین خوانده است مادر من
یار بی دستیم امام رضاست
همه ی هستیم امام رضاست



کلمات کلیدی :
  نوشته شده در  چهارشنبه 92 دی 11ساعت  9:24 صبح  توسط عشاق                نظرات دیگران()
آدرس مستقیم این نوشته

بسم الله رب شهدا و الصدیقین

امروز صبح که خبرگزاری ها را نگاه میکردم دیدم که تیتر اول اکثرشان توافق با امریکا و هم پیمانانش بود، توافق به چه قیمتی بدست می آید هرچند که میدانم توافقی بین اسلام و کفر بدست نخواهد آمد مگر این که ما از اسلام خود دست برداریم یا غربیان دست از کفر و صهیونیسم بردارند. این پست را زدم تا یادم نرود که برای ابیاری این درخت چه خونها داده ایم. فقط همین!

شهید محمد حسن مرادی

شهید محمد حسن مرادی



  نوشته شده در  یکشنبه 92 آذر 3ساعت  8:53 صبح  توسط عشاق                نظرات دیگران()
آدرس مستقیم این نوشته

   1   2   3   4   5   >>   >

لیست کل یادداشت ها
برای دل تنگی خودم
جلوه ای از عبادت امام رضا علیه السلام
کلنا عباسک یا زینب...!
اسلام علیک یا ابوتراب
برای مرغ سحر رسانه ملی، فرزاد جمشیدی
حماسه حضور
جانستان بلوچستان (قسمت نهم)
برگرد(خیبر)
کاش نماز عیدفطر را به امامت مولای غریبمان اقتدا کنیم؟
من و شلوارم...
جانستان بلوچستان (قسمت هشتم)
روح جهاد و اخلاص مرزی نمیشناسد.
جانستان بلوچستان (قسمت هفتم)
عاشق شدیم و عاشق حیران ما شدند
آدم چرخ را دوباره اختراع نمیکند
[همه عناوین(200)][عناوین آرشیوشده]