| |  مدير وبلاگ : عشاق[99] نويسندگان وبلاگ : سید احمد ایمانی (@)[69]
بسم رب الشهدا و الصدیقین
آن روز که آن پیر فرزانه برای دفاع از دین و ناموس و خاکمان فرمان جهاد داد و
پیر و جوان دل در گرو فرمانش سپردند و جان بر کف پله های نردبان اطاعت و عشق را
بالارفتند من و تو ( نسل سوم ) نبودیم تا آزمایش شویم که ناممان در لشکر روح الله
ثبت می شد یا دیوار بلند بی تفاوتی را بلند تر می کردیم؟!
و حال که به آلبوم گذشته مان می نگریم یا شاید به دیوارهای شهرمان عکس کسانی را می
بینیم که به فرمان همان پیر فرزانه عزیز ترین سرمایه شان که جانشان بود را
فداکردند.
گروه خیبر گروه فرهنگی است که نمی خواهد به ذکر صلوات برای اینان اکتفا کند ما می
خواهیم که از طریق دنیای سایبر راه آنان را ادامه دهیم و تا ظهور دولت یار گوش به
فرمان نائب بر حقش سید علی باشیم، ما را یاری کنید.
| | | | | | | | | | | | | | | | | | | | | | | | | | | | | | | | |
[ آرشيو شده ها] | + رجب ماه خدا(سهشنبه 18/4/1387 ساعت 10:3 عصر) | | يکي از مراقبات در اين ماه بياد داشتن حديث « ملک داعي » مي باشد که پيامبر (ص) روايت شده است. پيامبر (ص) فرمود: ( خداي متعال در آسمان هفتم فرشته اي را قرار داده است که ( داعي ) گفته مي شود. هنگام که ماه رجب آمد، اين فرشته در هر شب اين ماه تا صبح مي گويد: خوشا بحال تسبيح کنندگان خدا، خوشا بحال فرمانبرداران خدا. خداي متعال مي فرمايد: همنشين کسي هستم که فرمانبردارم باشد و بخشنده خواهان بخشايش هستم. ماه ماه من بنده بنده من و رحمت رحمت من است. هرکس در اين ماه من را بخواند او را اجابت مي کنم و هرکس از من بخواهد به او مي دهم و هرکس از من هدايت بخواهد او را هدايت مي کنم. اين ماه را رشته اي بين خود و بندگانم قرار دادم که هرکس آن را بگيرد به من مي رسد.) عجيب تر از اين ديده اي! ديده اي که خالق مخلوق را براي همنشين خود بخواند ولي مخلوق اجابت نکند و در حالي که آقا مناجات بنده و انس او را دوست دارد، بنده از قبول عنايت او خودداري کند! پس با تاسف و اعتراف به غفلتهاي خود و با ناچاري جواب مي گوييم: بله، اي پرودرگار و آقا و اي مالک و مولا! اگر توفيق تو نصيب ما شده و در اين دعوت عنايت تو شامل حال ما شود و با اين دعوت ما را به کرامت برساني – چنانچه از کرم تو شامل حال ما شود و با اين دعوت ما را به کرامت برساني – چنانچه از کرم تو جز اين انتظار نمي رود و از کمال بخشش تو جز اين انتظار نيست – چه سعادت بزرگي که در اين صورت به بالاتر از آرزو خود مي رسيم. ولي واي بر ما اگر جز اين باشد.
| نويسنده:عشاق | :نظرات شما() | | 
| | | | | + وصيت نامه دکتر بهشتي بقلم خودش(جمعه 7/4/1387 ساعت 12:30 صبح) | | وصيت نامه اينجانب محمد حسيني بهشتي، دارنده شناسنامه شماره 13707 از اصفهان وصيت مي کنم به همسرم و فرزندانم و ساير بستگانم که در زندگي بيش از هر چيز به فروغ الهي که در دل انسانهاست اهميت دهند و با ايمان به خداي يکتاي عليم قدير سميع بصير رحمان و رحيم و پيامبران بزرگوارش و پيروي از خاتم پيامبران و کتابش قرآن و از ائمه معصومين سلام الله عليهم اجمعين و اهتمام به ذکر و ياد خداي و نماز با حضور قلب، روزه. عبادات ديگر و انفاق و ايثار و صدق و جهاد بي امان در اين راه و حضور پيگير در جماعت و انس با مردم راه سعادت را به روي خود باز گردانند. و وصيت مي کنم که پس از ارتحال من بسوي خدا يک سوم از خانه مسکوني ام در تهران، قلهک، خيابان تورج، کوچه منطقي 8 و 9 و اثاث خانه متعلق به همسرم خانم عزتالشريفه مدرس مطلق است و از خداي متعال براي او و فرزندانم سعادت در راه خدا زيستن را خواستارم.
27 رجب 1400 هجري محمد حسيني بهشتي
ما بي شناسنامه نيستيم، ما از مردم جدا نمي باشيم، محل مهر جيره بندي قند و شکر، مهر شرکت در انتخابات رياست جمهوري.
ما بي شناسنامه نيستيم، اولاد زجر کشيده آل عبا، فرزندان زندانهاي بي نام و نشان و حبس ها و دخمه هاي فراموش، ما بي شناسنامه نيستيم اهل قنوتيم، ساکن دهستان نيايش و بچه جنوب عشقيم، کبوتران قباپوشي که بال در خون شهيدان کربلا نهاده ايم و عمري بر شاخه ها مرثيه خوان ذبح بني آدم ، ما از امتزاج دو ايمان بدوي روستائي از تصادم دو عدم ساده بوجود آمده ايم، با هيچ کس هيچ فرقي نداريم و نمازمان را اول وقت مي خوانيم.
ما محصول آن لحظاتي هستيم که خسته از بيل و رنجور از داس خيمه دعائي برافراشته اند، ما سادهنشينان کاخ ويرانه فقر و فنائيم. پنجره هائي که روبسوي افق سبز توکل باز مي شوند، ما مثل کتابي در هر گوشه خاک و در هر لحظه از روزگار باز مي شويم و ديگران را از خود باخبر مي کنيم.
ما مثل وضو ساده و پاکيم، عين اقطار بي آلايش و معصوميم، ما را ميشود در هر گوشه مسجد پيدا کرد. در هر جنسي جستجو نمود، با هر دردي دريافت، ما مثل تلاوت غمگينيم، مثل تکبير حالت خنجر داريم، و دوستان ما شيران روز و پارسايان شبند، از نوح ببعد تا کربلا و هويزه وتا هويزه حضور داريم، پشت هر سنگي روييده ايم، با هر بوته اي رسيده ايم، بر هر شاخي بر داده ايم، ما در اين آب و خاک سبز مي شويم ما بي شناسنامه نيستيم.
خاستم چيزي بنويسم ولي قلم ناتوان است، غريب زيستي و شهادتت چون مولايت حسين گواهي بود بر حقانيت پاک زيستنت. و اين امام بود که تو را به حق شناخت که فرمود : بهشتي يک ملت بود براي ملت.
| نويسنده:عشاق | :نظرات شما() | | 
| | | | [ آرشيو شده ها] | | | | |